مشاور مبین استیری

سلام سلام واقعا نوشتن بیوگرافی بعد از کار کردن تو معدن سخت ترین کار دنیاست خدایی خودت فکر کن میخوای کل زندگی رو تو چند خط بنویسی….. خلاصه یک ساعت داشتم فکر می کردم چی بنویسم چی ننویسم که خوب باشه آخرش این شد شما به بزرگی و قشنگی خودت ببخش….. من از همون بچگی آدم درس خونی بودم ( شما بگو خر خون ) و نمره هام همیشه خوب بود. اولین آزمون تستی مهمی که دادم آزمون مدارس برتر کلاس ششم بود که متاسفانه قبول نشدم☹ می دونی چرا ؟ می دونی چرا؟ چون آمریکا…… عههه ببخشید چون تست کار نمی کردم. بعد کلاس ششم کلا از کتاب و درس ومدرسه و….. فقط در حد نمره خوب گرفتن خوندم وقت خودمو با چیزای دیگه پر کردم از جمله نویسندگی داستان و شعر….. اوایلش زیاد حرفه ای نبودم ولی خوب خیلی حرفه ای شدم و چندین مسابقه مختلف مقام اول استانی داشتم تا جایی که کلاس یازدهم که بودم تو فستیوال ملی فردا رتبه اول کل کشور شدم و از رئیس جمهور و وزیر آموزش و پرورش وقت تقدیرنامه دارم یا این که یه دفعه علاقمند به شنا شدم و تا گرفتن مدرکش پیش رفتم😊 یا این که بسکتبال رو شروع کردم خیلی دوست داشتم و حتی مدال هم دارم اما خوب تو یه مسابقه رباط اسپرینگ و دلتوید مچ پام اسیب دید و مجبور شدم بسکتبال رو بزارم کنار☹ ( ملت رباط صلیبی پاره میکنن ما اسپرینگ. ) واما کنکور رو از کی شروع کردم ؟؟؟؟ کلاس هشتم که بودم خانواده مهاجرت کاری کردن و بعد دو سال یعنی کلاس دهم برگشتیم تهران ( راستی من بچه خیابون پیروزی تهرانم ) کلاس دهم آزمون میان پایه مدارس برتر دادم و قبول شدم از همون موقع یعنی تابستون دهم به یازدهم خیلی قوی شروع کردم به کنکوری خوندن می دونستم برای قبول شدن تو کنکور باید خیلی زحمت کشید ( سهمیه هم نداشتم که ☹) خلاصه جونم براتون بگه که از همون موقع خیلی قوی خوندم درسته که مدرسه خوبی داشتیم اما کرونا بود و عملا مدرسه اثری نداشت و علاوه بر اون بعضی از معلما خوب درس نمی دادن و تکالیف سنگین و آزمون های زیاد و مسخره و……. گذشت و گذشت یازدهم و دوازدهم با تمام سختی ها نوسان داشتن تراز ها و….. تموم شد رسیدیم به روز کنکور ( شما بگو روز قیامت ) ……… با این که خیلی خونده بودم اما روز کنکور من یه افسرده نا امید☹ بودم شب قبلش هم خوابم نبرده بود ولی خودمو خوب با انرژی نشون دادم چون حس می کردم پدر و مادرم اگه بفهمن من حالم خوب نیس….. خیلی ناراحت می شن (عملا من یه ادم از درون شکسته و نابود ولی با ظاهر پر انرژی و شاد بودم ) خلاصه رفتیم سر جلسه کنکور و اومدیم بیرون خدایی وقتی اومدم بیرون فارغ از نتیجه فشار زیادی از روم برداشته شده بود آسمون یه رنگ دیگه داشت ( بعد کنکور یه دفعه علاقمند به روانشناسی شدم و از اون موقع تا به حال روانشناسی بالینی و روانکاوری کار میکنم ) از بحث جدا نشیم گذشت و گذشت تا روز اعلام نتایج ( تو بگو روز حسابرسی) نتایج اومد…….. هم نمی دونستم چیکار کنم و هم جا خوردم آخه با رتبه ام نمیتونستم پزشکی بیارم با یه مشاور خوب صحبت کردم و برام انتخاب رشته کرد و خلاصه پرستاری روزانه دانشگاه علوم پزشکی تهران قبول شدم ( از همین جا سلام می رسونم به بچه های دوره 69 پرستاری تهران ) درسته پرستاری اونم تهران……… هم مهاجرت پذیری خوبی داشت و هم بازار کار خوبی داشت اما ته وجود من یه چیزی می خواست اونم پزشکی بود اینطوری شد که در کنار این که دانشجو پرستاری بودم و دوباره شروع کردم به مطالعه برای کنکور( پشتکار رو عشق می کنی ) و دوباره تو کنکور شرکت کردم …….. خداروشکر این بار به اون چیزی که می خواستم رسیدم و پزشکی قبول شدم. با ین که می تونستم هم دندون پزشکی و هم داروسازی برم ولی من فقط و فقط یه چیز می خواستم اونم پزشکی بود. موقع انتخاب رشته اول تهران (زادگاهم ) رو زدم وبعدش استان های نزدیک تهران اما از قضا دست روزگار منو کشید سمت سمنان اها راستی من از اون ادما نبودم که فقط درس بخونم و کل زندگی رو سر درس بزارم…… مثلا نویسندگی داستان و شعر یا خوندن کتاب های مختلف(شعر مخصوصا اشعار خیام و مولانا و فرخی یا کتاب رمان و روانشناسی ) ورزش کردن ( شنا و بسکتبال ) روانشناسی کار کردن و ساز زیبای ویالون ( ساز سوختگان عالم)……….:( پس ازت خواهش میکنم که برای خودت ارزش قائل باش……. اره درس بخون در روز 12 ساعت هم بخون…… اما گاهی اوقات برای خودت وقت بزار از زندگی لذت ببر خواهش میکنم تو سال کنکورت اون ادم افسرده و نا امید خسته نشو…….. صحبتم رو تموم کنم با یه شعر از خیام : یک چند به کودکی با استاد شدیم یک چند به استادی خود شاد شدیم پایان سخن شنو که ما را چه رسید چون اب برامدیم و چون باد شدیم سخت نگیرین…….. ماچ به کله همتون ارادتمند شما مبین استیری

ظرفیت باقی مانده مشاور: 6 نفر
کنکور سال 1401
3 سال سابقه کار
1 سال عضو نوتروفیل

خصوصیات اخلاقی من

  • جدی
  • دلسوز
  • صمیمی
  • صبور
  • انگیزه بالا
  • خوش برخورد
  • پیگیر
  • سخت گیر
  • دوست
  • منظم
  • مسولیت پذیر
  • شوخ طبع
  • پر انرژی
  • آروم
  • درون گرا
  • انتقاد پذیر

مسیر و اتفاقات سال کنکور من

  • مدرسه عادی
  • مدرسه سمپاد
  • شروع از یازدهم
  • استفاده اشز کلاس آنلاین
  • استفاده اشز کلاس حضوری
  • داشتن ترازهای پایین در دوران کنکور
  • تراز های بالا در دوران کنکور
  • انصراف از دانشگاه و شروع مجدد کنکور
  • داشتن کلاس های متفرقه در سال کنکور

توانایی‌های مشاوره‌ای من

  • توانایی دادن برنامه آنلاین در سایت نوتروفیل
  • توانایی چک گزارش کار آنلاین در سایت نوتروفیل
  • توانایی ارتباط موثر با والدین دانش آموز
  • توانایی کار کردن با دانش آموزان پایه
  • توانایی کار کردن با دانش آموزان کنکوری
  • توانایی کار کردن با دانش آموزان پشت کنکور
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که از مهر شروع کرده اند
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که از آذر شروع کرده اند
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که از دی شروع کرده اند
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که از تابستان شروع کرده اند
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که در مدارس خاص درس میخونند
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که در مدارس عادی در میخونند
  • توانیی کار کردن با دانش آموزانی که اتفاقات تلخ و مشکلات زیادی داشته اند
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که از کلاس یا فیلم استفاده نمیکنند
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که تراز کمی دارند
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که از کلاس آنلاین یا کلاس خصوصی استفاده می کنند
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که از کلاس یا فیلم استفاده میکنند
  • توانایی کار کردن با دانش آموزان تغییر رشته ای در دوران کنکور
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که از عید شروع کرده اند
  • توانایی تدریس در درس های اختصاصی
  • توانایی تدریس در درس های عمومی
  • توانایی کارکردن با سامانه آزمون آنلاین نوتروفیل
  • توانایی کار کردن با داوطلبانی که از دانشگاه انصراف داده اند
  • توانایی کار کردن با داوطلبانی که از چندین سال پشت کنکور بوده اند
  • توانایی کارکردن با دانش آموزانی که مشکلات روحی و عاطفی دارند
  • توانایی برگزاری کارگاه رفع اشکال درسی
  • توانایی برکزاری کارگاه مشاوره ای
  • توانایی ایراد یابی مسیر درسی و ارائه راه کار
  • توانایی بالا بردن تراز دانش آموزانی که پیشرفت تراز نداشته اند
  • توانایی رفع تنبلی دانش آموزان
  • توانایی بالا بردن ساعت مطالعه دانش آموزان با ساعت پایین
  • توانایی افزایش سرعت مطالعه دانش آموزان کند خوان
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که تراز بالایی دارند
  • توانایی کار کردن با دانش آموزانی که ترازشان پیشرفت نداشته است
  • توانایی ایجاد پیوستگی در دانش آموزانی که نا پیوسته درس خوندن
  • تونایی ایجاد انگیزه در دانش آموزان بی انگیزه

بیوگرافی مشاور

سلام سلام واقعا نوشتن بیوگرافی بعد از کار کردن تو معدن سخت ترین کار دنیاست خدایی خودت فکر کن میخوای کل زندگی رو تو چند خط بنویسی….. خلاصه یک ساعت داشتم فکر می کردم چی بنویسم چی ننویسم که خوب باشه آخرش این شد شما به بزرگی و قشنگی خودت ببخش….. من از همون بچگی آدم درس خونی بودم ( شما بگو خر خون ) و نمره هام همیشه خوب بود. اولین آزمون تستی مهمی که دادم آزمون مدارس برتر کلاس ششم بود که متاسفانه قبول نشدم☹ می دونی چرا ؟ می دونی چرا؟ چون آمریکا…… عههه ببخشید چون تست کار نمی کردم. بعد کلاس ششم کلا از کتاب و درس ومدرسه و….. فقط در حد نمره خوب گرفتن خوندم وقت خودمو با چیزای دیگه پر کردم از جمله نویسندگی داستان و شعر….. اوایلش زیاد حرفه ای نبودم ولی خوب خیلی حرفه ای شدم و چندین مسابقه مختلف مقام اول استانی داشتم تا جایی که کلاس یازدهم که بودم تو فستیوال ملی فردا رتبه اول کل کشور شدم و از رئیس جمهور و وزیر آموزش و پرورش وقت تقدیرنامه دارم یا این که یه دفعه علاقمند به شنا شدم و تا گرفتن مدرکش پیش رفتم😊 یا این که بسکتبال رو شروع کردم خیلی دوست داشتم و حتی مدال هم دارم اما خوب تو یه مسابقه رباط اسپرینگ و دلتوید مچ پام اسیب دید و مجبور شدم بسکتبال رو بزارم کنار☹ ( ملت رباط صلیبی پاره میکنن ما اسپرینگ. ) واما کنکور رو از کی شروع کردم ؟؟؟؟ کلاس هشتم که بودم خانواده مهاجرت کاری کردن و بعد دو سال یعنی کلاس دهم برگشتیم تهران ( راستی من بچه خیابون پیروزی تهرانم ) کلاس دهم آزمون میان پایه مدارس برتر دادم و قبول شدم از همون موقع یعنی تابستون دهم به یازدهم خیلی قوی شروع کردم به کنکوری خوندن می دونستم برای قبول شدن تو کنکور باید خیلی زحمت کشید ( سهمیه هم نداشتم که ☹) خلاصه جونم براتون بگه که از همون موقع خیلی قوی خوندم درسته که مدرسه خوبی داشتیم اما کرونا بود و عملا مدرسه اثری نداشت و علاوه بر اون بعضی از معلما خوب درس نمی دادن و تکالیف سنگین و آزمون های زیاد و مسخره و……. گذشت و گذشت یازدهم و دوازدهم با تمام سختی ها نوسان داشتن تراز ها و….. تموم شد رسیدیم به روز کنکور ( شما بگو روز قیامت ) ……… با این که خیلی خونده بودم اما روز کنکور من یه افسرده نا امید☹ بودم شب قبلش هم خوابم نبرده بود ولی خودمو خوب با انرژی نشون دادم چون حس می کردم پدر و مادرم اگه بفهمن من حالم خوب نیس….. خیلی ناراحت می شن (عملا من یه ادم از درون شکسته و نابود ولی با ظاهر پر انرژی و شاد بودم ) خلاصه رفتیم سر جلسه کنکور و اومدیم بیرون خدایی وقتی اومدم بیرون فارغ از نتیجه فشار زیادی از روم برداشته شده بود آسمون یه رنگ دیگه داشت ( بعد کنکور یه دفعه علاقمند به روانشناسی شدم و از اون موقع تا به حال روانشناسی بالینی و روانکاوری کار میکنم ) از بحث جدا نشیم گذشت و گذشت تا روز اعلام نتایج ( تو بگو روز حسابرسی) نتایج اومد…….. هم نمی دونستم چیکار کنم و هم جا خوردم آخه با رتبه ام نمیتونستم پزشکی بیارم با یه مشاور خوب صحبت کردم و برام انتخاب رشته کرد و خلاصه پرستاری روزانه دانشگاه علوم پزشکی تهران قبول شدم ( از همین جا سلام می رسونم به بچه های دوره 69 پرستاری تهران ) درسته پرستاری اونم تهران……… هم مهاجرت پذیری خوبی داشت و هم بازار کار خوبی داشت اما ته وجود من یه چیزی می خواست اونم پزشکی بود اینطوری شد که در کنار این که دانشجو پرستاری بودم و دوباره شروع کردم به مطالعه برای کنکور( پشتکار رو عشق می کنی ) و دوباره تو کنکور شرکت کردم …….. خداروشکر این بار به اون چیزی که می خواستم رسیدم و پزشکی قبول شدم. با ین که می تونستم هم دندون پزشکی و هم داروسازی برم ولی من فقط و فقط یه چیز می خواستم اونم پزشکی بود. موقع انتخاب رشته اول تهران (زادگاهم ) رو زدم وبعدش استان های نزدیک تهران اما از قضا دست روزگار منو کشید سمت سمنان اها راستی من از اون ادما نبودم که فقط درس بخونم و کل زندگی رو سر درس بزارم…… مثلا نویسندگی داستان و شعر یا خوندن کتاب های مختلف(شعر مخصوصا اشعار خیام و مولانا و فرخی یا کتاب رمان و روانشناسی ) ورزش کردن ( شنا و بسکتبال ) روانشناسی کار کردن و ساز زیبای ویالون ( ساز سوختگان عالم)……….:( پس ازت خواهش میکنم که برای خودت ارزش قائل باش……. اره درس بخون در روز 12 ساعت هم بخون…… اما گاهی اوقات برای خودت وقت بزار از زندگی لذت ببر خواهش میکنم تو سال کنکورت اون ادم افسرده و نا امید خسته نشو…….. صحبتم رو تموم کنم با یه شعر از خیام : یک چند به کودکی با استاد شدیم یک چند به استادی خود شاد شدیم پایان سخن شنو که ما را چه رسید چون اب برامدیم و چون باد شدیم سخت نگیرین…….. ماچ به کله همتون ارادتمند شما مبین استیری

قبولی های مشاور

قبولی‌های مشاور هنوز ثبت نشده است.
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها